صفحه اصلی/برچسب: کودک
bebe

تنها و تنها باشد-داستانک 2

مهدی تازه ازدواج کرده‌بود. همیشه عاشق بچه‌ها بود و تصور می‌کرد روزی که بچه‌دار شود بچه‌اش باید بهترین فرزند برای او شود. همه کارها را برای بچه دارشدن کرده‌بود و

کودک درون بازیگوشی نفس حریف

نفس، حریف کودک درون

دیروز کودک درونم، کار، دستِ پای راستم داد. حسابی بازیگوش شده بود. در حال حمله به زمین حریف قرار داشت که به ناگاه دید، دروازه خالی است و حریف در

بازیگوشی

بازیگوشی کودکم

از مرداد سال گذشته که نویسندگی خلاق را آغازیدم، کلمه‌برداری جزیی چسبنده به مغزم شد. حواس‌پرتی و فراموشی علت مهمی بود که باعث می‌شد، واژه، عبارت یا حتی جمله‌ها را

دلچسب

دلچسب در لغت‌نامه‌ی من: بستن کتاب آزمون در ساعت صفر قهوه‌ی ملایم صبحگاه که سرحال‌ می کند بلیط لحظه آخری برای سفری در ثانیه‌ی آخر چیدن میز مهمانی برای مهمانی