برای زندگی در آینده
دوم دی ماه به دستم رسید. پس از 20 صفحه از ابتدای کتاب، موخره را خواندم و گریستم. پال، نویسنده این کتاب انگار کنارم نشسته بود و با در دست
نزدیک مدرسهی پسرم خانهای قدیمی قرار دارد. خانهای که در تابستان، رد شدن از کنارش، بوی انجیر به مشام میرساند. خانه درختانی دارد که انگار سالهاست نفسی را کنار خود