صفحه اصلی/برچسب: نگاه

پارچه‌های نگاهش

زنگی به نام نویسندگی در دبیرستان ما تعریف شده بود. زنگی که هیچگاه حوصله‌اش را نداشتم. آخر دختر دبیرستانی و چه به زنگ نویسندگی! ❓️مثلا گلدوزی و خیاطی می‌گذاشتن خوب

نگاه

آنافورا «نگاهم را به … نمی‌فروشم»

👁نگاهم را به تلویزیون نمی‌فروشم. آنرا به فرزندم می‌فروشم، نگاهی که او همیشه از من طلب دارد. اما صبور است و طلبش را از من نمی‌خواهد، ولی من که می‌دانم