صفحه اصلی/برچسب: نوشتن/برگه: 2

پایان خوش داستان=خاک سرد

به گواه همه کتاب‌هایی که با نویسندگان مصاحبه کردند یا کتاب‌هایی که آنها از زندگی خودشان نوشته‌اند، داشتن مامنی آرام، دنج و حتی کمی مرموز میان تمامشان مشترک می‌باشد. این

سخره

سخره‌ای که به آن محتاج شدم-نوشتن-قسمت هفتم

وقتی جستار «کتابی در دلِ کتاب» را در کتاب «به زبان مادری گریه می‌کنیم» را خواندم، خودکار به دست گرفتن و خط خطی کردن کتاب‌ها و برجسته کردن جملات مهم

دوست

دوستی.نوشتن-ق1

📝من و نوشتن باهم چه هستیم؟ دو دوست ساده؟ دو دشمن؟ دو دوستِ صمیمی؟ دو رفیق قدیمی؟ دو یار عاشق؟ دو عاشق بهم نرسیده؟ یکی عاشق و یکی فارغ، که

قلم

قلم، معجزه‌ای پنهان.نوشتن-ق2

امروز دویست و بیستمین روزی است که مستمر و بدون وقفه و در هر حالتی، خوب یا بد، بلند یا کوتاه، متنی منتشر کردم. روزهایی نگران شکستن این زنجیره شدم،

خواندنوشتن

خواندنوشتن-قسمت دوم

اعتیاد من به خواندنوشتن سامرست موام نویسندگی را شبیه به اعتیاد می‌داند، افتادن در دامش، آسان و خارج‌شدن از آن بسیار دشوار است. این تعبیر را یداله رویایی نیز در