برای زندگی در آینده
سالها پیش مادرم، به دیدار یکی از اقوام نزدیکش رفته بود. من همراهش نبودم اما از آنچه در آن مهمانی چند دقیقهای بر او گذشته بود، چیزهایی گفت که در