برای زندگی در آینده
هنوز هیچ نشده جهان سخن میگفت از بخت واژگون ما اما هنوز نشسته بود کنار سفره بیبرگ ما امید ستمکشان جهان قانع به جرعهای آب و دانش می آموخت در