دیروز در جلسهی یک ساعته با مادران خیریه، دوباره استعارهی فرشتهها را تبیین کردم. جلسه به گونهای متفاوتتر از بار گذشته پیش رفت. برای مادران این جلسه، مطالبی را ارائه
نمیدانم من دست استعاره را همیشه میگیرم یا او دست من را میچسبد و ولم نمیکند؟ وقتی کنار هم قدم میزنیم و در مورد موضوعی که نشخوار فکری من است،
جلسهای از هفته پیش با یکی از دانشپذیران دوره کوچ 17 ویدان سِت شده بود که به دلیل مسافرت ایشان، به امروز 6 صبح موکول شد. اولویت این جلسه برای
سالها پیش مادرم، به دیدار یکی از اقوام نزدیکش رفته بود. من همراهش نبودم اما از آنچه در آن مهمانی چند دقیقهای بر او گذشته بود، چیزهایی گفت که در