صفحه اصلی/دسته بندی: یادداشت‌های سال‌های دور

به نام منطق، به کام هیجان

امروز بعد از دو سال و نیم بخش‌های ابتدایی کتاب «هوش هیجانی» نوشته‌ی «دنیل گلمن» را خواندم. بارها بعد از تابستان سال ۱۴۰۱ به آن مراجعه کردم، اما هیچگاه فرصت

نگفت اما من شنیدم

چند روز است به مفهوم گوش دادن فکر می‌کنم. جمله‌ای هم به کانال گزیده چسباندم تا نتیجه‌ی تفکرات جایی ثبت شود. موضوع شنیدن و گوش دادن، برای من از ابتدا

موبایل برای چه آفریده شد؟

من برای چه آفریده شدم؟ منظورم تو نیستی. من، من، تلفن همراه، گوشی موبایل، گوشکوب، هَوَنگ دسته، یا هر اسم دیگری که نثارم می‌کنید. سابق بر این تنها برای ارسال

به پشتوانه‌ی قانون، در آغوشِ فاجعه

مدتی است به جهت حکم دیوان عدالت اداری، از انجام امور مربوط به صدور پروانه، معاف شده‌ایم. البته که این معافیت به کم شدن کارهایمان منجر نشده و مجبور هستیم

سوار بر ارابه‌ی واقعی یا رویزرویز خیالی؟

امروز نوشتن متن ارائه «ماشین رفتار» را به پایان رساندم. «ماشین رفتار» ابزاری است که انتشارات سایه سخن به کوشش دکتر «علی صاحبی» ترجمه نمود که بیانگر نظریه واقعیت درمانی

امید خانه است و یأس آواره

هیچگاه آدم ناامیدی در زندگی نبودم، اما موضوعی به دلخواهم پیش نمی‌رود یا راه‌حل جایگزینی نمی‌یابم، مدام یأسی بی‌خانمان را در حال صحبت می‌بینم. -بیخیال! -ولش کن! درست نمیشه! -کی

جیب‌هایی پر از پول=مغزهایی خالی از شعور

دیروز قرار بود یک کار اداری انجام دهم و فندق کوچک نیز به کلاس برسانم و دنبالش بروم. خدا را شکر با وجود اینکه مجبور شدم برای برداشتن یک مدرک

نگاهی پر از شاهگل

دیروز چند تن از دوستان فندق بزرگ را برای بازی گل یا پوچ به خانه دعوت کردم. دو نفر از دعوتی‌ها نیامدند و من مجبور شدم تا زمان آماده سازی