صفحه اصلی/مزه نوشتن/روایات دنباله‌دار
پیروزی

روانپریش-قسمت نهم-حس پیروزی در شکست

●یادداشت‌های یک روانپریش خوشفکر● قسمت نهم-حس پیروزی در شکست سه‌شنبه ۳ آذر صبح که از خواب بیدار شدم همه در خانه بودند. ‌انگار که اتفاق خاصی افتاده باشد و به

آدرس

باد-قسمت سوم- آدرس عاشقان

حرکت امروزم از فراز کوه‌های بلند آغاز می‌شود. آدم‌ها نامی برای کوه‌ها می‌گذارند. اما برای من، کوه‌ها نامی ندارند. من برای شناسایی کوه‌ها به نام احتیاجی ندارم. آنها مانند فرزندان

جان

روانپریش-ق7-باختنِ جان

●یادداشت‌های یک روانپریش خوشفکر● قسمت هفتم- باختنِ جان از روح حس می‌کردم از دست پرستاران آمبولانس در رفته‌ام. درست مثل زمان‌هایی که دلم می‌خواست از مدرسه ابتدایی، فرار کنم. اما

تردید

روانپریش-ق8-3 دقیقه تردید

●یادداشت‌های یک روانپریش خوشفکر● قسمت هشتم-سه دقیقه تردید حالا که می‌توانستم 1-0 از بدنم جلو باشم، چرا برنگردم و این بازی را تکرار نکنم؟ روحم توانسته بود در آمبولانس از

بغل

آدمکش احساساتی-قسمت اول-یک بغل

گزارش بازپرس ویژه قتل: شهر هیر-پل شیشه‌ای-22 تیر ماه-ساعت 5 عصر-براساس ثبت و همپوشانی دوربین‌های مداربسته مردی با ماسکی مشکی، کلاهی نازک بر سر، از درب اصلی مجموعه وارد شد.

دیدار

باد قسمت اول-دیدار

🌬سفرم را آغاز کردم. سفر من مانند آدم‌ها از صبح زود آغاز نمی‌شود. بلکه دقیقاً از ابتدای شب آغاز می‌شود. هوا تاریک است و من همچون خفاشی که دل تاریک

کلاس درس

باد-قسمت دوم-کلاس درس خیابان

امروز برای آغاز سفرم کمی مردّدم. نمی‌دانم باز هم از انتهای شب شروع کنم یا سحرخیزانه سفری آغاز کنم؟ بنظرم بد نباشد امروز با سحرخیزان همراه شوم. 🏫هنگام سحر، خیابان

عزادار

جور دیگر 17مهر02-عزادار

●پاهای عزادار من● «به اندازه کافی برای امتحان آماده‌ام؟ آنقدر خوب خواندم که بتونم همه سوالارو را پاسخ بدهم؟ یه بار دیگر به کتاب نگاه کن. شاید بخشی را خوب