برای زندگی در آینده
دوم دی ماه به دستم رسید. پس از 20 صفحه از ابتدای کتاب، موخره را خواندم و گریستم. پال، نویسنده این کتاب انگار کنارم نشسته بود و با در دست
بیتا با همسرش، آرمین و دو فرزند پسرش، آرتا و آرشام زندگی میکرد. آنها زندگی نسبتا آرامی داشتند. پسران هر دو دانش آموز بودند و مرد هم در کارخانهای کار