دیروز من با کاغذ کاهی و ماژیک، نوشتنبازی میکردم و مهدیار با حرف جدید «ه» مشغول یادگیری کلمات تازه. فلک مَلَک بافتن، مرا به چشم و گوش رساند. یاد صبح
یکی از وسایلی که امسال همیشه دم دستمان در خانه حضور دارد، وایتبرد، جامدادی ماژیکها و تخته پاککن است. مهدیار از املا نوشتن روی وایتبرد لذت میبرد و بهترین روش
آشنایی اولیه من با مهمان امروزمون، از پادکستهایی صورت گرفت از طرف دوست عزیزی برام ارسال شد. چون موضوعش برام خیلی جالب بود فوراً به اونا گوش کردم. اعتماد به
خیلی اتفاقی تدتاکی از الیزابت گیلبرت مشاهده کردم. تدتاک در خصوص موفقیت شکست و میل به خلاقیت بود. او جملهای بسیار جذاب گفت: your home is whatever in this world
جستار «سالهای سیاه» از نلسون ماندلا با پاراگراف جذابی تمام شد. ماندلا در خصوص آزادی، ایده بسیار مهمی را مطرح کرد. هرگز آزاد نخواهم بود اگر آزادی فرد دیگری را
گاهی یاد دوران کودکی خود میافتم. دورانی که در آن تلویزیون نقش چندانی در سرگرم کردن و گذران اوقات فراغت ما نداشت. روزهای گرم تابستان، با تعداد کمی از کارتونهای
چند سال پیش بود از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تخفیفهای مناسبی به بعضی از کتابفروشیها در ایام عید اختصاص داده شد. این تخفیفها به جهت ترویج فرهنگ کتاب
نخودیهای دین رو میشناسید؟ همیشه از نخودی بودن در بازی بدم میآمد. یادم میآید زمانی که در بازیهای چشمک، فوتبال، وسطی و گرگم به هوای روزهای سیزده به در