حفرههایی که ناگهان بحران میشوند-نوشتن-قسمت چهارم
به اواسط کتاب «حق نوشتن» اثر «جولیا کامرون» رسیدهام. در فصل یکپارچه کردن، او ابتدا درمورد افتادن ناگهانی از اسبش حرف میزند. زمانی که تمرکزش را از دست داد و اسب جوانش وقتی عدم تمرکزش را احساس کرد، به یکباره خود را کج کرد و جولیا روی مچ پای چپ به زمین برخورد کرد. دردهای […]
حفرههایی که ناگهان بحران میشوند-نوشتن-قسمت چهارم بیشتر بخوانید »




