پاس کردن درس عبرت

یکی از تفریحات بچگی‌ام، کمین کردن برای یافتن مورچه بود. آن زمان‌ها وسیله‌های سم‌زدایی برای رفع خطر مورچه‌ها وجود نداشت! و ما کلکسیونی از انواع نژادهای مورچه را بعنوان حیوان

سوئیچی که دوچرخه‌سوارم کرد

از اوایل دی ماه به جهت دریافت چند وام و سرمایه‌گذاری، تصمیم گرفتیم اوضاع مالی را مدیریت کنیم. قرار شد هر دو از خرج‌های اضافه بزنیم. تا روزهای پایانی سال،

لطفاً با لبخند وارد شوید

این جمله را اولین بار پشت درب بخشدار لشت‌نشا در سال‌های ۹۲ و ۹۳ دیدم. نمی‌دانم خودش دستور داده بود آنرا پشت در بزنند یا نه، اما می‌دانم هر بار

به گمانم هرگز

تصور کنید در خانه‌تان یک اتاقِ بدون پنجره و لامپ دارید. اگر برای برداشتن وسیله‌ای به اتاق مراجعه کنید، به جهت عدم روشن بودن زوایای تاریک، به احتمال زیاد، واهمه

زنبیل مشکلات، دم در

جلسه‌ی دیروز با مادران خیریه، کمی چالشی و متفاوت برگزار شد. البته که خود را برای چنین جلساتی آماده کرده بودم، اما در جلسه حس می‌کردم، راهکاری برای برون رفت

تعویض جای خوب و خوب‌تر

۱۵ سال پیش، به مدت ۱۱ ماه در یک شرکت پیمانکاری آب کار کردم. همکارانِ عالی، فضای شرکت دلپذیر و مرتب، فاصله‌ی مناسب تا خانه و مدیرانی بسیار باملاحظه و

رژیم‌هایی برای همه عمر

بعد از بارداری دوم، تولد مهدیار و دو سال شیر دادن، نزدیک به ۸ کیلو اضافه‌‌تر از آنچه بودم که می‌خواستم. رژیم‌های متفاوتی را امتحان کردم. هر کدام را پس

آبستنی نهان بود و زادن آشکار

این ضرب المثل را امروز از کتاب «فرهنگ ضرب المثل‌های فارسی» خواندم. در تفسیر کوتاه کنارش آمده که هر خطا و اشتباهی که پنهان شده، روزی آشکار می‌شود. پنجشنبه چند