حال

در این قسمت، روایاتی گاه دنباله‌دار و گاه تک‌قسمتی را به زبان حال می‌نویسم

داستان

وقتی عمه وارد شد

قسمت آخر داستان را می‌نوشتم. دیدم گوشه‌ای ایستاده و مرا نگاه می‌کند. چهره‌اش آشنا بود. اما نمی‌دانستم از کجا آمده‌؟ او را جایی از داستان ناگهان حذف کرده بودم. اما حالا، آنهم در قسمت آخر، با چتر، به درون داستان فرود اضطراری کرد. از پیش چشمان مغزم خارج نمی‌شد. شروع کردم بجای ادامه‌ی قسمت آخر، از […]

وقتی عمه وارد شد بیشتر بخوانید »

غافلگیری

تولد-غافلگیری-ق6

30 مرداد 1392 است و من تحقیقا 5 ماه است که حقوق دریافت نکرده‌ام. فشارهای متعددی در این 5 ماه از طرف شورای روستاهای ساحلی وارد شده که همه را به نوعی با مشورت با افراد نزدیک برطرف کردم. از ماه گذشته که این 3 روستا، وارد محدوده منطقه آزاد شده‌اند، کار من بسیار محدود

تولد-غافلگیری-ق6 بیشتر بخوانید »

عید

تولد امیررضا-عید-5

عید 1392 است و رفتن به عید دیدنی ها با امیررضا. همراهی‌اش با من دلپذیرترین حس دنیاست. تا همین 4 ماهگی، نشان داده که چقدر پسر صبور و خوش‌قلقی است. گاهی میان دو مهمانی در مسیر خوابش می‌گیرد و وقتی به مهمانی می‌رسیم به اتاق میبرم تا خوابش را ادامه دهد. برای هر مهمانی، لباسهای

تولد امیررضا-عید-5 بیشتر بخوانید »

همکاری

تولد امیررضا-همکاری-4

اثبات همکاری 17 دی است و تصمیم داریم این‌بار با خواهرم پیک‌نیک 3نفره‌ی کاری برویم. امیررضا هم موافق است و ترجیح می‌دهد بجای راننده‌های غریبه، خاله‌اش را در زمان عدم حضور من در ماشین ببیند. البته آخرین باری که با راننده آژانس محله‌مان رفته بودیم، خوش‌اخلاقی و خوش‌برخورد بودنش را به او نیز ثابت کرده

تولد امیررضا-همکاری-4 بیشتر بخوانید »

گهواره

تولد امیررضا-گهواره-3

گهواره‌ای به نام پیک‌نیک 3 دی و روز اربعین است. روز تعطیل را برای شروع اولین روز کاری‌ام انتخاب کردم که با نعیم بازدیدها را انجام دهم. مرخصی نداشتن من هم از جمله مشقاتی است که برای کارم باید تحمل کنم. خانم شعبانی تا به حال خوب توانسته همه چیز را در اداره به جای

تولد امیررضا-گهواره-3 بیشتر بخوانید »

آغوش

تولد امیررضا-آغوش-2

شب جمعه است و برخلاف انتظارم، امیررضا آرامیده و این اجازه را به ما خستگان داده که در اولین شب تولدش، بتوانیم سری آسوده بر بالین بگذاریم. به جهت بیهوشی نیمه کاره‌ام، اجازه تحرک چندانی ندارم. مادر نیز خسته‌تر از من است. رفت‌وآمدهای پیاپی به بیمارستان و کارهای خانه، به میزان کافی انرژی‌اش را همچون

تولد امیررضا-آغوش-2 بیشتر بخوانید »

تولد، نوازش

تولد امیررضا-نوازش-1

نوازش پس از تولد اول آذر است و دیگر سرکار نمی‌روم. در آخرین نوبت، دکتر دو تاریخ پیشنهاد داد: 11 آذر یا 14 آذر.🤰 11 را به دلیل اینکه روز تولد کسی است که از او متنفرم، حذف کردم و فورا 14 آذر را به دکتر پیشنهاد دادم. نگران کامل شدن ریه و اعضای دیگرش

تولد امیررضا-نوازش-1 بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا