امروز وقتی از پاورقی کتاب «شب طولانی تیزدندان» در مورد توضیح سازمان گاردسویل در اسپانیا خواندم، به نظرم آشنا آمد.
گاردسویل، نام سازمانی بود که در سال 1844 جهت حفاظت از مرزها تاسیس شد، اما در سالهای بعد و به خصوص در زمان دیکتاتوری فرانکو، به عاملی برای سرکوب مخالفان بدل شد.
❓تعریف بالا، بیشباهت به ارگانی در ایران نیست که سالها پیش برای حفاظت از کیان مردم از شر بدخواهان و منافقان تاسیس شد، اما به تدریج جای پای خود را در سیاست، اقتصاد، عزل و نصبها، پروژههای عمرانی و حتی انتخابات هم باز کرد؟
یکی از جملاتی که دیروز از یکی از اعضای هیئت امنای خیریه به دلم نشست، نشان از حرکت خیریه به سمت و سویی غیر از اهداف گاردسویلها داشت.
ما هیچ کاری در ازای دریافت امکانات و پول برای سازمانهای دولتی و خصوصی که خارج از اساسنامهی خیریه باشه، انجام نمیدیم.
با کمی تغییر در کلمات، به سادگیِ جملهی خانم سعیده قدس(موسس محک):
محک، برای این محک شد که جز کار خودش، هیچ کار دیگهای انجام نداد.
به شخصه اعتقاد راسخی به انجام کار در زمینهی تخصصی و تعریف شده برای ارگانها دارم، اما هیچ باوری به اجرای این موضوع در حوزههای فردی ندارم.
چون یک فرد برای حوزههای مختلفی که زمان و انرژی خرج میکند، خودش باید جوابگوی آیندهاش و نرسیدن به اهدافش باشد.
اما یک سازمان، مسئول تمام افراد مرتبط با خود است و در صورت ورود به حوزههای غیرمرتبط الخصوص اقتصادی، ممکن است سرنوشت یک ملت را گروگان منافع خود بگیرد.