مسافرانِ کاغذیِ من

admin
آگوست 5, 2026
8
بدون دیدگاه
مسافر

من اکثر روزها مسافرانی دارم. مسافرانی از جنس کاغذ. آنها که وقتی عزم سفر می‌کنند، چشم انتظاری من آغاز می‌شود.

چشم انتظاریشان، لحظه‌های شیرینی است. گاهی ساعت حرکتشان را می‌دانم و گاهی هم نمی‌دانم.

وقتی که نمی‌دانم و ناگهان می‌رسند، مسرور دیدارشان می‌شوم.

اما آنها که ساعت حرکتشان را می‌دانم، برای رسیدنشان لحظه‌شماری می‌کنم و با خود فکر می‌کنم:

امروز می‌رسند؟

مسافران کاغذی‌ام که می‌رسند، شادمانه آنها در آغوش می‌کشم.

عادت دارم پس از آغوش و بوئیدنشان، با جلدهای بی‌رنگ از آنها محافظت کنم.

شاید گاهی ناراحتشان کنم که صحافی‌شان را می‌بُرم و فنری جایگزینش می‌کنم.

شاید حس می‌کنند دارم پوست نازکشان را سوراخش می‌کنم. اما فنر زدن تنها برای استفاده راحت است که به جان کاغذهای دوستانم می‌اندازم و به حرمت دوستیِ دیرینه‌مان، می‌خواهم این رنج را تحمل کنند.

📚دوستان کاغذی‌ام که فنری می‌شوند، کنار دوستان دیگرشان می‌نشینند.

اینگونه من نیز به آرامشِ آنها آرامم. دیگر برای گذران وقت با آنها هیچ بهانه‌ای ندارم.

 

قابلیت خننک‌کنندهکتاب-قسمت 12 را شاید دوست داشته باشید

کام و آغوش جایگزین کتاب– قسمت 14 را شاید دوست داشته باشید

نوشیدن قطره‌ای کتاب‌ها-قسمت 15 کتاب است شاید دوست داشته باشید

نظر شما درباره این مقاله چیست؟

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.