جستجو
این کادر جستجو را ببندید.

لالایی یا آرامش؟خواب-قسمت 8

لالایی

جستارهای کتاب «به زبان مادری گریه می‌کنیم» بسیار کوتاه‌اند. می‌توان حتی در کمتر از ۵ دقیقه، یکی از آنها را خواند.

ایجاز و استفاده از کلمات تصویری در این جستارها، به قدری برایم خوشایند است که دلم نمی‌خواهد خیلی زود کتاب را تمام کنم. گاهی وسوسه تمام کردن باعث می‌شود چند

جستار را پشت هم بخوانم. اما وقتی با صفحات کم باقیمانده‌ی آن مواجه می‌شوم، نگرانی از تمام کردنش، باعث می‌شود کتاب را به کتابخانه‌ پست کنم.

بعضی از کتاب‌ها دوستی عمیقی در دلم ایجاد می‌کنند که نمی‌خواهم این دوستی به زودی پایان یابد.

بعضی از جستارها را به جهت تفاوت فرهنگی میان من و نویسنده، چندان متوجه نمی‌شوم. اما این عدم درک، مرا از ادامه باز نمی‌دارد.
زیرا فابیو مورابیتو ترتیب جستارهایش را به نحوی چیده است که خواننده نتواند کسالت را چاشنیِ جستار بعدی کند.

جستار «خوابش برده بود» در مورد خاطره‌ای از نویسنده است.

نویسنده از دوستی یاد کرد که هنگام ملاقات دوست دیگرش به طرزی اتفاقی خوابش برده بود و این موضوع باعث شده بود که شخص مقابل ارتباطش را با دوست نویسنده به طور کلی قطع کند. دوستِ نویسنده از این موضوع دچار عذاب وجدان شده بود.

اما فابیو گفت:

«اگر من جای طرف بودم، نه تنها رابطه‌ام را به هم نمی‌زدم، بلکه به خودم می‌بالیدم. چون آدم که پیش هر کسی خوابش نمی‌برد.»

با خود فکر کردم راست می‌گوید. فقط انسان کنار کسی که اعتماد زیادی به او دارد، خوابش می‌برد. خوابی که حتی از فرط خستگی هم اتفاق بیفتد، اما کنار انسانی که به او اعتماد نداریم، باشد، چرت بی‌فایده‌ای که با صدای مگسی می‌پرد.

فابیو تلاش کرد، با این تفسیر دوستش را متقاعد کند. اما او چندان اعتقادی به حرف‌های فابیو نداشت و او را قدیس نامید.

یادم افتاد بعضی از مخاطبانم گفته بودند:

«صدایت آرامش‌بخش است و چند بار با شنیدن پادکست‌هایت خوابمان برده است.»

آن لحظه نمی‌دانستم بخندم یا گریه کنم؟

یعنی پادکستی که برایش حداقل یک ساعت زحمت کشیده بودم، فقط یک لالایی بود یا صدایم، دستش را در دستِ خستگیِ مخاطب قرار داد و خواب را مهمان چشمش کرده بود؟
امروز با خواندن این جستار به نظرم آمد که گزینه دو درست است.

🌹من حسِ خوب آرامش در مخاطبانم ایجاد کردم که شاید از موضوع آموزشیِ پادکستم چندان بهره‌ای نبردند، اما با آرامشی که به وجودشان تزریق کردم، احتمالا می‌توانم در آینده برایشان مفیدتر باشم.

خواب قسمت 7– مدیریت زمان یا انرژی را شاید دوست داشته باشید

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اشتراک گذاری
پیمایش به بالا

یک جلسه کوچینگ رایگان

1 ساعت جلسه رایگان کوچینگ در زمینه‌های نوجوان، خانواده و زندگی هدیه‌ی من به همه آنهایی است که با ورود به سایت به من افتخار داده‌اند.

بارها اتفاق‌افتاده که تنها یک جلسه‌ی رایگان برای کوچی‌هایم، راهگشا بوده و توانسته‌اند پس از آن مسیر دلپذیرتری را برای خود انتخاب کنند.

شماره تلفن خود را وارد کنید و اولین جلسه کوچینگ را رایگان دریافت کنید