ضبط صوتی نامرئی

مدتها پیش صفحات ابتدایی کتاب «شفای فکر، مهار زبان» را خواندم. همان صفحات ابتدایی به قدری پرمحتوا بود که هم در مقاله‌ای در خصوص زبان، از آن استفاده کردم و هم چند وقت پیش از آن ویدویی برای کانال خودم و پیج استادم ساختم.

محتوای اصلی تنها چند درخواستی برای تفکر به این جمله بود:
به صداهایی که در خانه‌ی شما تولید می‌شود، بیشتر از گذشته، دقت کنید.

تصور کنید ضبط صوتی از صداهای یک خانه را در اختیار دارید و قرار است پس از گوش دادن به صداها، نظرتان را در مورد افراد آن خانه اعلام کنید.

گوینده: مادری مهربان و صبور است که در همه حال فرزندانش را دوست دارد و دست حمایت و پشتیبانی‌اش را تکیه گاه آنها قرار می‌دهد.

گوینده: پدری خوش صحبت است که با قصه‌های قدیمی و وسایل خانه، کودکانش را سرگرم می‌کند تا وقت آنها بجای تلویزیون و موبایل، با والدین بگذرد.

یا

گوینده: مادری غرغرو و در اکثر اوقات عصبی است که هر اتفاق ساده را، به موضوعی بحرانی تبدیل کرده و علاوه بر ایجاد استرس مضاعف بر خانواده، از خجالت سرزنش کردن آنها نیز درمی‌آید.

گوینده: پدری! نه، به گمانم صدایی انسانی شنیده نشد. تنها صدای تلویزیون است که مشخص نیست برای چه کسی روشن است؟ پدر در سکوت نشنیدن صدای تلویزیون، مشغول چرخیدن در اکسپلور است و پس از خستگی از آن و خاموشی تلویزیون، با نرمی آمیخته با کلافگی دمپائی، به سمت رختخواب می‌رود.

من در ابتدای فیلم، به داستانی واقعی در کشور انگلستان اشاره کردم.

❓اگر دیوارهای خانه‌ی ما، امکان ضبط صداهای ما را داشتند، چه امواج صوتی در دل خود ذخیره می‌کردند؟

امروز که در دفترم، به دنبال مطلبی قابل ارائه برای مادران خیریه می‌گشتم، این مبحث دوباره برایم جذاب شد.

وقتی نوجوانی، از خانوده‌ی خود آزرده‌خاطر است و کارهای عجیب و گاه ناشایست انجام می‌دهد، همیشه انگشت اتهامات والدین به سمت گستاخی‌ها و بدقلقی‌های نوجوان نشانه می‌رود.

والدین این انگشت را هیچگاه به سمت خودشان نمی‌گیرند تا کمی به صداهای انعکاس یافته در خانه، فکر کنند و آنرا با آنچه که درست است و باید باشد، بسنجند.

❓اگر بعد از گوش دادن به صداها، دریابید که رودست خورده‌اید و ضبط صوت صداهای خانه‌ی خودتان را به شما داده‌اند، چه حسی پیدا می‌کنید؟

شادی یا شرم؟

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا