ترانه آهو

admin
آگوست 6, 2026
5
1 پاسخ ها
آهو

خوب بودن همیشه کافی است؟ ساده و بی‌پیرایه بس است؟

گاه به آهوی رمان شوهر آهو خانم قبل از خیانت همسرش، حسودیم می‌شود.

او که زیست، ساده، خودمانی و از سر وفا

خسته نشد از شنیده نشدن، دیده نشدن، ماند و ساخت، سوخت و ماند.

نه از حرف عاشقانه نزدن سیّد چیزی گفت و نه از کار زیاد خانه و بچه‌های قد و نیم‌قد.

ساده و صمیمی سفره‌ای پهن کرد و در آن سادگی، عشقی نگفتنی و یواشکی، گوشه‌ی دلش گذاشت.

اما عشوه‌ای، ناز و اَدایی بُرد هوش و حواس سیّدی که عادت کرده بود به سادگی.

عادت، زیبایی سادگی را شست و بر دیوار عبرت پهن کرد.

و سادگی این بار بد شد، دیگر خوب نبود. دیگر جذاب نبود.

دیگر زیبا هم نبود. چون دلبرانگی کم داشت.

🦌و این بار نه آهو، که صیاد پرید. در پی شکاری دلرباتر، شیرینتر و پرطمطراق‌تر.

و آهو ماند. ساخت و سوخت. از پی صیادی که دیگر نه او را می‌بیند و نه سادگی‌اش را می‌ستاند.

 

ترانه من با او، دو چشم هم نمی‌خواهم را شاید دوست داشته باشید

نظر شما درباره این مقاله چیست؟

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • محبوبه نیری
    محبوبه نیری 3 سال پیش

    به دلم نشست ❤️👌